موسیقی الکترونیک اصواتی برای قرن بیستم
سه شنبه 17 مهر 1397

همایون خشندیش: بسیاری از ما آهنگ های موسیقی الکترونیک را از تلویزیون و رادیو یا دستگاه های ضبط صوت خود شنیده‌ایم.بعد از پیشرفت تکنولوژی در عرصه دیجیتال اصوات آنالوگ در حوزه موسیقی الکترونیک رنگ های جدیدی به خود گرفت و تا حدودی هم وارد موسیقی مردم پسند شد به طوری که امروزه در بسیاری از آثار پاپ از اصوات الکترونیک هم استفاده می شود. اما واقعا موسیقی الکترونیک چیست و دامنه آن تا کجاست؟
در قرن بیستم دامنه ای از کشفیات و تغییرات اساسی در حوزه موسیقی اتفاق افتاد.از سال 1950 به بعد موسیقی الکترونیک به شکل کاملی ظهور کرد.اصواتی که تا چندی پیش حتی به ذهن هم خطور نمی کرد در سینتی سایرزهای(سازی مخصوص موسیقی الکترونیک) آنالوگ و بعدها سینت های دیجیتال خود نمایی کرد.دامنه این اصوات از نویزها گرفته تا صداهایی محو و گنگ که البته کماکان در طبیعت وجود داشت، اما به واسطه تکنولوژی این اصوات بعضا غیر موسیقیایی وارد حوزه موسیقی شدند با اشکال موسیقیایی.
موسیقی الکترونیک به عنوانی جریانی غالب در قرن بیستم شناخته شده و آهنگساز می تواند مستقیما با در اختیار گرفتن ابزار کار خود مانند یک نقاش و مجسمه ساز ساخت اثر خود را شروع کند.همچنین آهنگساز موسیقی الکترونیک، دایره ای وسیع از اصوات را در اختیار دارد و می تواند صدای اثر خود را همان لحظه بدون احتیاج به ارکسترهای آکوستیک گوش کند.در موسیقی الکترونیک ارکستراسیون معنای سنتی را خود از دست می دهد. البته بسیاری از منتقدین همین عدم وجود صداهای زنده با دخالت های انسانی را از نقطه های ضعف موسیقی الکترونیک می دانند.
دامنه موسیقی الکترونیک بسیار وسیع است از موسیقی جدی مانند آثار اشتوکهاوزن، شیفر و بسیاری دیگر تا موسیقی‌های فانتزی و عوام پسند مانند تکنو؛ سبک هایی که تحت تاثیر از موسیقی الکترونیک قرار گرفتند مانند مینیمالیست ها و حتی پیوند موسیقی الکترونیک با ارکستر آکوستیک، یا سبک هایی که در خود موسیقی الکترونیک به وجود آمدند مانند امبینت و بسیاری دیگر؛ اصوات و مبانی موسیقی الکترونیک دایره ای حتی وسیعتر دارد نفوذ در سبک هایی مانند جز و راک برای بسیاری از موسیقیدان های امروزی امری بدیهی است.
دامنه تخیل و عمق نگاه موسیقیدان‌های الکترونیک برآمده از اتفاقات قرن بیستمی است و در حوزه تکنیکی، در ابتدا دنباله روی موسیقی سریالیستی و اکسپرسیونیسم و بعدا به دلیل ذات ساختار شکن و بعضا طغیانگر هنری، به وجود آورنده بسیاری از تفکرات هنری در حوزه موسیقی است.
در موسیقی مدرن درک متفاوتی از مرکزیت اصوات(تنالیته) به وجود آمد شاید این تفکر شونبرگ که احساس می کرد الزام پیشروی در هنر شکستن محدودیت هاست به عنوان اصلی در موسیقی آوانگارد قرن بیستم بیشتر از هر چیزی خودنمایی می کند.موسیقی الکترونیک، راهی برای شکستن اصول است، اصولی که در هر دوره ای از تاریخ هنر با تغییرات اساسی روبرو بوده است. موسیقی الکتروینک هیچ گونه از محدودیت های انسانی را ندارد مانند نوازندگی یا غیره و در واقع پیش روی اندیشه‌های نوین موسیقیایی بوده است.
از زبانی فنی در موسیقی الکترونیک هر صدایی خود می تواند تبدیل به یک تم یا کمپوزیسیون شود. واریاسیون ها در خود اصوات به وجود می آیند و تنالیته هر وقت لازم باشد موجودیت دارد. اما در یک نگاه کلی و عمومی تر موسیقی الکترونیک دایره ای بزرگ از مخاطبین عام و خاص موسیقی را مشغول خود کرده در بسیاری موارد هم این مخاطبین عام موسیقی بودند که از وجود اصوات الکترونیکی بهره برده اند.شاید در آخر باید گفت پیوند تکنولوژی با موسیقی به گونه ای پیوند علوم مختلف با موسیقی است. موسیقی در اینجا در قامت یک علم هنر بیشتر از هر زمان دیگر خود را نمایان می کند.
انتهای پیام